عباسعلي متوليان

عباسعلي متوليان

یادداشت هایی در حوزه رسانه، دین، جامعه و فرهنگ

طهران و ما فيها


ديروز نمايشگاه كتاب بودم. چيزي كه در تهران برايم جالب است اينه كه مردم تهران مردم نمايشگاه بازي هستند. اهل  جشن  و  فستيوال هستند. البته اين خوب برمي گرده به بزرگ بودن و پايتخت بودن تهران و فراوان بودن ارگان هايي مثل شهرداري و وزارت خانه ها كه جشنواره دارند. در جشنواره هاي مختلف فيلم و غذا و لباس و كتاب داخلي و بين المللي و موضوعات خاص و عام مردم پاي ثابت هستنند. در نمايشگاه كتاب علي رغم اخباري كه دولت مي‌گويد عده كثيري هم هستند كه كتاب نمي خرند. فقط مي آيند دوري مي زنند و كتابها را مي بينند و چيزي مي خورند و مي روند و نهايت كتابي كنكوري. يادم مي آيد يك جشنواره تخصصي فيلم درباره روحانيت توي سينما فلسطين بود. خانمي كامل سن براي تماشاي فيلم آمده بود. بهش نمي خورد از اهالي هنر و سينما باشد. يك مخاطب عام بود. وقتي ديد من پاي اينترنت هستم از من خواست راه رفتن به بوستان نهج البلاغه يا جاي ديگري كه يادم نيست را به او بگويم آخر اونجا جشنواره غذاها و البسه محلي استان ها بود و مي خواست بعد از تماشاي فيلم هاي رايگان سينما فلسطين برود آنجا ....
پ ن: من فقط توصيف كردم نه قضاوت خوب يا بد بودن
پ ن 2: من براي خريد كتاب رفته بودم


برچسب‌ها: جامعه - فرهنگ
+ نوشته شده در شنبه 19 2 1394ساعت 13:6  توسط abbasali motavalian | (1) نظر

هركسي را بهر كاري ساختند


اين روزها وقتي سايت هاي خبري و خبرگزاري ها را مي بينيم و يا به همايش ها، نشست ها و مقالاتي كه در آنها ارائه مي شود توجه مي كنيم؛ عناوين و الفاظي را مي بينيم كه به هر علتي همچون توجه مسئولان عالي رتبه نظام و ... در صدر قرار گرفته اند.

عناويني همچون «سبك زندگي»، «فضاي مجازي»، «شبكه هاي اجتماعي» و ديگر موارد.

در اين بين شاهد هستيم هركسي با هر سطح سواد و تخصصي كه دارد درباره اين موارد اظهار نظر شخصي كرده، مقاله مي نويسد، صحبت مي كند و خود را كارشناس مي پندارد.

وقتي كه جستجو مي شود متوجه مي شويم كه فرد مورد نظر نه تنها در اين مورد مثلا سبك زندگي تخصصي ندارد، بلكه به طور مثال تخصص او مهندسي يا پزشكي و ... است. ولي حالا چون منافع مادي، معنوي، مقام علمي، و يا هر هدف ديگري همچون رضايت الهي، كمك به حل مشكلات كشور داشته باعث شده است در اين مورد نيز اظهار نظر كند. در حالي كه وقتي خبرنگاري به او رجوع مي‌كند و يا همايشي را پيش رو مي بيند، مي تواند با تقواي علمي به متخصصين آن بحث ارجاع دهد.

اين موارد چند عيب دارد:

1- حوزه تخصص گرايي را زير سوال مي برد. و اين قطعا به نفع رشد علمي كشور نيست.

2- باعث مي شود ديگران فكر كنند در آن حوزه مورد نظر به اندازه كافي كار شده است.

3- باعث مي شود افرادي كه واقعا در آن حوزه مورد نظر تخصص دارند، پرهيز كرده و به جهات مختلف ورود در بحث پيدا نكنند كه باز هم ادبيات موضوع مورد نظر خالي از بحث هاي مهم، علمي و چالشي مي شود.

در اين بين مي توان گفت تنها كساني كه به هر نحوي كياستي هرچند غير علمي و شايد غير اخلاقي به خرج داده و به اين ‌حوزه‌ها ورود كرده اند نفع خود مي برند و زحمت ما مي دارند.

اينجاست كه شاعر مي گويد: هركسي را بهر كاري ساختند ....


برچسب‌ها: جامعه - فرهنگ
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 12 1393ساعت 17:33  توسط abbasali motavalian | (0) نظر

نكاتي درباره فيلم خرس


ديروز رفتيم اكران اختصاصي فيلم خرس ساخته خسرو معصومي

با حضور كارگردان مدير فيلم برداري و بازيگر نقش اول فرهاد اصلاني

از اول با اين ديد رفته بوديم كه يك فيلم توقيفي ساخته شده در سال 90 را مي بينيم و خوب بررسي كنيم چرا توقيف شده است. داستان فيلم درباره مردي بود (با بازيگري پرويز پرستويي) كه بعد از 8 سال از جنگ بر مي‌گردد و حالا مي بيند همسرش ازدواج كرده است چون به او گفته اند شوهرت شهيد شده و وي نيز با طلاق غيابي از او جدا شده است.

اما نكاتي كه به نظرم آمد:

  1. همچنان مي توان گفت مشكل سينماي ايران اين است كه فيلم هايش قصه ندارد
  2. اين فيلم هم همين طور. ايده اوليه به نظر جذاب است اما نويسنده بلد نيست آن را تبديل به قصه خوب كند
  3. فيلمنامه موارد بسياري از پرش هاي داستاني و ابهام داشت. بيننده نمي فهميد شخصيت ها چرا بعضي كارها را مي كنند. چرا بعضي كارها را نمي كنند.
  4. صدا گذاري خوب نبود. در صحنه اي فرهاد اصلاني در دل جنگل وقتي فرياد مي زند انگار دارد در استوديو داد مي زند صدايي اكو مانند داشت
  5. فيلم برداري و انتخاب صحنه و تصويرهاي فيلم خوب بود. با توجه به اينكه فيلم در مازندران ساخته شده بود البته طبيعي بود.
  6. مي توان گفت فيلم سياه نمايي داشت چون كاراكتري كه فرهاد اصلاني بازي مي كرد به نام افرا بي جهت و بدون اينكه مست باشد بعد از كشتن همسرش كه در طول فيلم بارها او را زده بود، دختر خردسالش را مي كشد و شما نمي فهميد كه علت چيست؟ در حالي كه محبت خاصي به دختر خردسالش دارد.
  7. از فرهاد اصلاني شايد بازي خوبي گرفته نشده است. در فيلم فردي چاق، سيگاري و بي اعصاب است. يعني بازي جديدي نمي كند و شبيه چهره وي در فيلم بخاطر پونه و زندگي خصوصي است.
  8. جايي شنيدم پرويز پرستويي گفته بود هر فيلمي را بازي نمي كنم و خيلي از فيلمنامه‌ها را پس مي زنم. نمي دانم اين فيلم را چرا بازي كرده بود؟ تكرار يك فرد بسيجي يا از جنگ برگشته يا مذهبي كه حالا در اين فيلم دائم مي گويد من هشت سال نرفتم بجنگم كه زنم را از چنگم در بيارورند. در حالي كه پرويز پرستويي اگر يادش باشد در صحنه اي از فيلم آژانس شيشه اي عباس مي گويد: ما سر زمين بودم با تراكتور. بعد جنگ هم رفتم سر همان زمين، بي تراكتور.
  9. فيلم با اينكه در شمال ساخته شده است هيچ لهجه اي را شما نمي بينيد.
  10. من صرفا يك بيننده بودم و نه منتقد فيلم

برچسب‌ها: فيلم
+ نوشته شده در سه شنبه 5 12 1393ساعت 22:51  توسط abbasali motavalian | (0) نظر

به نام خداوندي كه قلم را آفريد


من عباسعلي متوليان دانش آموخته كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي از دانشكده صدا و سيما قم در اين وبلاگ يادداشت هايي در حوزه رسانه، دين، جامعه و فرهنگ را به فراخور موضوعات و اتفاقات روز جامعه خواهم نوشت. اميد دارم بتوانم سهم ناچيزي در جريانات علمي اين رشته داشته باشم.


برچسب‌ها: رسانه
+ نوشته شده در جمعه 10 11 1393ساعت 19:45  توسط abbasali motavalian | (3) نظر